|
آندیا می نویسم برای آیندی مان
سلامی گرم مثل گرمای تابستون
سلام .یه سلام گرم . یه سلام آتیشی به همه گرمایها .
امیدا وارم که حال همه خوب باشه . نمی دونم چند وقت که ننوشتم . ولی اومدم که بنویسم . نه اینکه بشینم داستان بنویسم . نه . اومم بنویسم از خودم .از لاله و از این روزها . روزهای خوبی رو پشت سر میزاریم . کلی ههم سرمون شلوغه . خوب کم کم داریم نزدیک میشیم . چشم بهم بزنی اومده . امروز هم وقت کمی داشتم که اینها رو بنویسم . ولی خلاصه نوشتم . فعلا من دارم میرم از همه اونهای که نظر دادند ممنونم . تا بعد بای
|+| نوشته شده توسط
میثم و لاله در سه شنبه یازدهم تیر 1387 | موضوع:
عکس تالار عروسی
یجور باید بگم سلام که به کسی بر نخور .
یجور باید اینجا صحبت کنم تا به کسی بر نخور . یجور باید بگم خدا حافظ که به کسی بر نخوره . سلام . من اومدم . آهان تنها نیومدم . با یار همیشگی اومدم . همون یاری که به خاطر من مقابل همه قد علم کرد . حتی به خاطر من از همه چیز گذشت . به خاطر من فدا کاری کرد . حالا من هم میخوام جبران کنم . میخوام بهترین روز رو براش رقم بزنم . امید وارم که روز خوبی بشه. خوب اومدم چند تا عکس از تالا روز عروسیم بزارم . اول از همه اسم تالا ، تالار بزرگ گلسار هست . دوم از همه تاریخش رو فعلا نمی گم . چون دوست ندارم مشکلی پیش بیاد . حالا عکسها رو ببینید تا بعد یه چیزهای دیگه بگم .
خوب امیدوارم قشنگ بوده باشه . راستی تا یادم نرفته . بیرون تالا سنتی هست و داخلش هم به صورت کلاسیک . خیلی قشنگه . به نظر من حرف اول رو میزنه . حالا این چند روز خیلی خیلی سرم شلوغه . آخه میرم استودیو . دارم چند تا شعر برای روزی عروسی آماده می کنم که بخونم . راستی یادم رفت بگم . خانومم شاعر هم هست شعر های قشنگی میگه . اگه شد شعرهای رو که گفته یروز اینجا قرار میدم . خوب بهتر که کم کم برم . مراقب خودتون باشید . تا بعد بای .
|+| نوشته شده توسط
میثم و لاله در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 | موضوع:
مراسم عقدم
سلام سلام
اومدم دوباره عکس روز عقدم رو اینجا قرار بدم . تاریخ عقدم ۱۶/۰۱/۸۷ تالار پاسارگاد مراسم رو گرفتم .
امید وارم که قشنگ بوده باشه .
|+| نوشته شده توسط
میثم و لاله در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 | موضوع:
می دونم خیلی خیلی جا خوردید
سلام .
سلام به گرمی فصل تابستون و سلام به محبتهای گرم شما دوستان . می دونم همه شما جا خوردید . نه درست اومدید . این همون وبلاگه . همون وبلاگی که هر روز یه بازدید کنند جدید داشت . همون وبلاگ همیشگی . من اون مطالب رو پاک کردم .ولی از روز جشن عقدم دوباره می نویسم . اسم این وبلاگ عوض شد . اسمش شد آندیا . حالا یعنی چی میگم . به وقتش . یکی از دوستای قدیمی من که واقعا خیلی خیلی به گردن من حق داره برام یه مطلب خصوصی فرستاده بود . و گفته بود چرا من رو دعوت نکردی . باید بگم صنم خانوم جشن اصلی ما مونده . انشالله اون وقت به شما کارت دعوت میدم . راستی تا یادم نرفته . من پیش خیلی از دوستای خوبم نرفتم و وبلاگ اونها رو ندیدم . از همه دوستان می خوام دوباره نظر بدند و اگر هم دوست داشتند تبادل لینک کینم . خلاصه خوشحال میشم دوباره من و لاله این وبلاگ رو زنده نگهداریم . منتظر مطالب جدید من باشید .
|+| نوشته شده توسط
میثم و لاله در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 | موضوع:
مطالب پيشين
|